عوامل موثر بر خوش خطی در دانش آموزان


1-توجه به خط زمینه:

چنانچه آموزگاران عزیز پیش از شروع آموزش برای نوشتن،فراگیران را به خوبی با خط زمینه آشنا سازند، در بهبود خط آنان تأثیر گذار خواهد بود.

 2-صحیح گرفتن قلم :

 یکی از مسائل عمده ای که در جامعه ما باعث بد خطی افراد شده است ، نادرست گرفتن قلم می باشد .

قلم باید بین انگشتان به صورت آزاد و راحت قرار گیرد و انگشتان نباید هیچ فشاری بر آن وارد کنند . فشار بیش از حد علاوه بر آن که به زیبایی خط لطمه می زند ، باعث خستگی زود رس دانش آموز شده ، او را از ادامه ی نوشتن باز می دارد . بهترین روشی که برای گرفتن قلم پیشنهاد می شود این است که قلم بین انگشتان شصت و نشانه قرار گیرد و تکیه ی آن بر انگشت میانه باشد . در این حالت ، انگشت شصت و نشانه نباید خمیدگی زیادی پیدا کنند و قلم باید در امتداد انگشت نشانه قرار گیرد.

۳- درست نشستن در هنگام نوشتن :

دانش آموزان دوره ی ابتدایی در مرحله رشد قرار دارند و اگر هنگام نوشتن کمر و گردن خود را زیاد خم کنند ، ستون فقرات آنان از حالت طبیعی خارج می شود و در آینده سلامتشان به خطر خواهد افتاد . خمیدگی زیاد ستون فقرات سبب بروز خستگی جسمی و ملال روحی نیز می شود و دانش آموز را از ادامه ی کار باز می دارد . بنابراین باید به دانش آموزان یادآوری شود که هنگام نوشتن ( در پشت میز یا روی زمین ) کمر و گردن خود را مستقیم نگه دارند و از خمیدگی بیش از اندازه ی ستون فقرات بپرهیزند .

4-فاصله ی چشم از کاغذ و روش قرار دادن کاغذ :

هنگام نوشتن  چشم باید حدود سی سانتی متر با کاغذ فاصله داشته باشد . رعایت نکردن این فاصله سبب خستگی چشم شده ، در مدت طولانی به قوه ی بینایی دانش آموزان آسیب می رساند . ضمناً خستگی چشم نیز مانند خستگی دست ، کمر و گردن ، دانش آموز را از ادامه ی نوشتن باز می دارد .

یکی دیگر از مواردی که معلم دبستان باید در شروع نوشتن به دانش آموزان خود بیاموزد این است که هنگام نوشتن کاغذ را در مقابل خود به صورت « کج » قرار ندهند . کاغذ و خط زمینه ای که روی آن نوشته می شود باید کاملاً در مقابل چشم به حالت افقی قرار گیرد . البته برای اینکه چشم بر نوشته مسلط باشد می توان کاغذ را کمی به سمت راست کشید ، ولی لازم است که حالت افقی ان همچنان حفظ شود . بدیهی است این امر نیز در زیباتر شدن خط دانش آموزان و جلوگیری از کج نویسی مؤثر خواهد بود .

عوامل روانی تأثیر گذار در خوش خطی:

ادامه نوشته

12دانستی ضروری درباره اختلال یادگیری



از زمانی که دانش آموز بودیم، به یاد داریم که یکی از رایج ترین توجیه های بچه ها برای توفیق نیافتن در درسها، توسل به مفهوم «استعداد» بود. 
در سالهای بعد نیز از افراد زیادی شنیدیم که ناتواناییهای شان در یادگیری را به استعداد ربط داده اند:
- استعداد ریاضی من صفر است
- من اصولاً در یادگیری زبان(انگلیسی، فرانسه و...) استعدادی ندارم.
- استعداد من دراملا، ضعیف است.
بسیاری ازکسانی که مشکلاتشان را به استعداد ربط می دهند حتی درکی درست از این مفهوم ندارند .دلایل بسیاری نشان می دهد که دانش آموزان دلیل و زمینه های متنوعی برای درس نخواندن دارند. شما هم دیده اید که دانش آموزی در:
- یکی دو درس ضعیف است، اما در بقیه ی درسها مشکلات کمتری دارد.
- در درسی ضعیف است اما در شرایطی که به او توجه شود، پیشرفت می کند.
- در «ریاضی» ضعیف است، اما در کارهای سخت تر دیگر مانند امور رایانه ای، بسیار موفق عمل می کند!
-به این ترتیب، به نظر می رسد بسیاری از افراد با مفهومی آشنا هستند اما برای ما که معلم، مدیر یا پدر و مادر هستیم لازم است که به روشی رسمی تر با موضوع آشنا شویم. مفهوم اختلالات یادگیری از اوایل دهه ی1960 میلادی وارد حوزه ی «علوم تربیتی» شد. از نیم قرن گذشته، در این زمینه تحولات قابل توجهی روی داده اما مهمترین تاثیر مباحث اختلالات یادگیری این است که افقهای جدیدی را در درک دلایل یادگیری و عدم یادگیری افراد گشوده است.با یافته های اختلالات یادگیری می توان توضیح داد که دلایل بخش عمده ای از توفیق نیافتن افراد در یادگیری به چیزی غیر از هوش و استعداد مربوط است.
کسی که احساس می کند هوش و استعدادهای مناسبی برای یادگیری ریاضی ندارد، در واقع ممکن است به دلایل عصب شناختی یا آموزش در ریاضیات مشکل داشته باشد. امروزه می توان با تشخیص درست و طراحی برنامه های ترمیمی، در رفع مشکلات یادگیری افراد گامهایی موثر برداشت. در مقاله ای که در نشریه رشد منتشر شده، آمده است: اختلالات یادگیری از مهمترین وبحث انگیزترین مقوله های آموزش و پرورش ویژه در جهان است که باید به درستی شناخته و درک شود.
این 12 دانستنی ضروری  درباره ی اختلالات یادگیری را بخوانید:
ادامه نوشته

آیا اخیرا فرزند شما دارای  اختلال یادگیری تشخیص داده شده است؟

آیا اخیرا فرزند شما دارای اختلال یادگیری تشخیص داده شده است؟

آیا نگرانید که عملکرد او در مدرسه چگونه خواهد بود؟


این طبیعی است که آرزوی بهترین شرایط را برای فرزندتان را داشته باشید، اما موفقیت تحصیلی ، اگرچه مهم است، اما هدف نهایی نیست. آنچه که شما واقعا خواهان آن هستید ، یک زندگی شاد و رضایت بخش برای فرزندتان است. فرزند شما می تواند با تشویق و حمایت صحیح، واحساس قوی از اعتماد به نفس را در خود شکل دهید که زیربنایی برای موفقیت درازمدت است.

اما حتما در این موارد سوالتان اینست که :  چه باید بکنیم ؟


راهکارهای کمک به کودکان دارای اختلال یادگیری:

ادامه نوشته

اختلال یادگیری

                       انواع ناتوانی های یادگیری

مهمترین ناتوانیهای یادگیری عبارتند از :

ناتوانی در خواندن

ناتوانی در ریاضیات

ناتوانی در بیان کتبی یا نوشتن

 

ناتوانی در خواندن : Dyslexia

مشکلات خواندن از اساسی ترین مشکلاتی است که کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری با آن مواجه هستند ، زیرا کودکی که نمی تواند بخواند شانس بسیار کمی برای موفقیت در مدرسه دارد . علاوه بر  آن گاهی دشواریهای خواندن این کودکان با مشکل هجی کردن نیز همراه است . ناتوانی در خواندن ، اختلالی است که به رغم تجارب کلاسی متعارف ، شخص در کسب مهارتهای زبانی خواندن و هجی کردن که متناسب با توانایی هوشی اش باشد، عاجز است .

 

ناتوانی  در ریاضیات : Dyscalculia

ناتوانی در ریاضیات عبارت است از اختلال در توانائیهای ریاضیات که در اثر آسیب ارثی، فرایندهای رشدی مراکز مغز که زمینه رشد تواناییهای ریاضی است ، به وجود می آید . کودکان مبتلا به ناتوانی در ریاضیات در زمینه درک روابط فضایی دچار مشکل شدید هستند .

ناتوانی در بیان کتبی یا نوشتن : Dysgraphia

فرایند نوشتن پیچیده است و به مهارتها و تواناییهای مختلفی بستگی دارد و مستلزم درک صحیحی از الگوهای نمادین نوشتاری است . مهارت نوشتن با کارکرد حرکتی چشم و هماهنگی حرکات ارتباط دارد ، همچنین مستلزم هماهنگی حرکتی چشم و دست ، کنترل بازو ، دست و عضلات انگشت است . مشکلات نوشتن اکثراًدر بین کودکان دارای صدمات مغزی ، آسیبهای خفیف مغزی و کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری دیده می شود. ناتوانی در نوشتن شامل : ناتوانی در املاء نویسی، دستخط و انشانویسی می شود .

مهارت املانویسی یکی از مهارتهای مهم زبان نوشتاری است که نوشتن نیمه فعال محسوب می شود . املای یک کلمه پیچیده تر و دشوارتر از خواندن آن است چرا که در خواندن ، نشانه ها و حروف الفبا در بازشناسی کلمه وی را یاری می کنند اما در نوشتن دانش آموز باید بر روابط آواها و نشانه ها ، تجزیه واژه ها و نحوه ترکیب عناصر متشکله آن آگاهی و مهارت کامل داشته باشد .

 

علل ناتوانی های یادگیری

جهت شناسایی و سبب شناسی ناتوانی های یادگیری، سوالاتی در زمینه های زیر پرسیده شده و نتایج آن مورد بررسی قرار می گیرند:

الف) ضعف عوامل آموزشي:

 آیا کودک به هر دلیل خاصی، تعداد زیادی از روزهای مدرسه غایب بوده است؟

آیا آموزش او به هر دلیلی، مختل بوده است؟

آیا بدون مداخله آموزشی، (کلاس تقویتی، معلم خصوصی و...) سابقه مردودی وجودداشته است؟

آیا کودک توسط معلمین یا دیگر کارکنان مدرسه مورد سوءرفتار و تنبیه بدنی قرار گرفته است؟

ب) عوامل محيطي

عوامل محيطي بسياري وجود دارد كه مي تواند به پيچيدگي ناتواني هاي يادگيري بيفزايد و حتي شايد سبب ساز آن باشد . از جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1- تجربه اولیه ناکافی:

- جدایی طولانی کودک از والدین بویژه مادر، به هر دلیل (این جدایی در دوران نوزادی تاثیرات شدیدی بر رشد کودک دارد)

- بیماری، ضعف و  ناتوانی شدید و طولانی در دوران نوزادی یا سالهای اولیه زندگی کودک

- کودکی که مورد بی توجهی قرار گرفته و از تاثیر و همراهی متقابل والدین، بزرگسالان یا سایر کودکان در لحظات یا فرصتهای موثر زندگی شدیدا محروم می شود.

2- هریک از مشکلات رفتاری زیر در دوران شیرخوارگی یا سالهای اولیه زندگی:

- گریه زیاد غیر معمول

- الگوی نامناسب خوابیدن

- ضعف الگوهای مناسب تغذیه

-  بی حالی، بی علاقگی به بازی با پازل ولگو

- استفاده زیاد از روروک به طوری که تکاملی حرکتی او را محدود کند و از سینه خیز کردن او جلوگیری کند. 

3- اختلافات فرهنگی – زبانی

- آیا کودک در خانواده ای به دنیا آمده که توانایی انعکاس ارزشها و گرایشهای مسلط در فرهنگ غالب را ندارد؟

- آیا خانواده کودک به زبانی غیر از زبان رایج در جامعه و مدرسه صحبت می کنند؟

- آیا کودک می تواند به زبان رایج جامعه صحبت کند؟

4- سوء تغذیه:

آیا کودک در دوران اولیه زندگی به هر دلیل خاصی مانند وضعیت اقتصادی، بیماری طولانی و غیره از سوء تغذیه رنج برده است؟

5- رشد اجتماعي و عاطفي

بسياري از كودكان مبتلا به ناتواني يادگيري مضطرب ، نامطمئن و بي اختيار و سركش هستند كه ممكن است اين رفتارها با فقدان امنيت طبيعي ، ثبات محبت و گرمي و پذيرش در منزل و محيط مدرسه پيوند داشته باشد .

ج) عوامل رواني

امكان دارد كودكان مبتلا به ناتواني هاي يادگيري در عملكردهاي رواني پايه چون ادراك ، حافظه و شكل درون به مفاهيم اختلال داشته باشند .

د- عوامل فيزيولوژيكي

بسياري از متخصصان بر اين باورند كه علل اساسي و عمده ناتواني هاي يادگيري آسيب ديدگي مغزي ، شديد يا جزيي و صدمه وارده به دستگاه عصبي و مركزي است .

 

ه- عوامل ژنتيكي

شواهدي در دست است كه نشان مي دهد ناتواني هاي يادگيري احتمالا در برخي خانواده ها بيش از ديگران ديده مي شود در واقع عوامل ژنتيكي در شمار وسيعي از ناتواني هاي يادگيري نقش دارد .

ز – عوامل بيوشيميايي

اختلال هاي گوناگون متابوليكي در حكم عواملي هستند كه موجب ناتواني هاي يادگيري مي شوند مثل هايپوگليسمي ، كم كاري تيروئيد و …

و- عوامل پيش ، هنگام و بعد از تولد

شرایط مادر در دوران بارداری و پیش از بارداری، زمان تولد کودک و همچنین پس از تولد

 

ژ- تاخير رشد

بنا به گفته برخی متخصصان، عدم ظهور علائم رشد برخي از كودكان مبتلا به ناتواني يادگيري ممكن است از تاخير رشد برخي اجزاي دستگاه عصبي مركزي سرچشمه گرفته باشد كه اين گونه كودكان پس از بزرگتر شدن بر اين مشكلات غلبه مي كنند .

چ- نقص جزيي در كار مغز

به نظر مي آيد هر گونه نتيجه گيري درباره ي حياتي بودن آسيب ديدگي مغزي در كودكان مبتلا به ناتواني يادگيري در بهترين شرايط فقط جنبه تجربي و آزمايشي دارد . سبب شناسي بيش از هر موضوع ديگر به موضوع پيش گيري تكيه دارد .    

مراحل ارزيابي و تشخيص در مراكز آموزشي مشكلات ويژه يادگيري:

1- پيشينه كاوي و مصاحبه : كه عموما شامل تهيه تاريخچه كلي از زندگي فرد كه به وسيله بازنگري پرونده هاي كودك مصاحبه با والدين ، معلمين و خود كودك تهيه مي شود .

2- مشاهدات باليني : مشاهده گر در حين مراحل ارزيابي اطلاعاتي را از خصوصيات و ويژگيهاي رفتاري كودك به دست مي آورد كه او را در امر تشخيص ياري مي دهد .

3- آزمون هاي رسمي

الف : آزمون روان شناختي  وكسلر :

ب : آزمونهاي بينايي مانند: ديداري حركتي بندر – گشتالت – آزمون ادراكي بينايي فراستيگ

ج: آزمون هاي پيشرفت تحصيلي : پيشرفت تحصيلي خواندن – پيشرفت تحصيلي نوشتن  - پيشرفت تحصيلي رياضيات

د : آزمون رشد حركتي لینکلن- اوزرتسكي

ر : آزمون برتري طرفي       

ز: آزمون ادراک دیداری فراستیگ (1964) ، فراستیگ معتقد است ادراک یکی از اعمال روانشناختی اولیه است که بدون آن تمام اعمال بدن بجز ساده ترین آنها از قبیل تنفس و دفع متوقف می شود و زنده بودن را ناممکن می سازد. ادراک عبارت از توانایی تشخیص و تفسیر محرکها می باشد که از طریق ارگانهای دریافت کننده بوقوع نمی پیوندد بلکه در مغز روی می دهد. او معتقد است اگر رشد ادراک دیداری، که بین 5/3 تا 5/7 سالگی اتفاق می افتد با تاخیر همراه باشد، موجب برخی آسیب های شناختی خواهد شد. وی برای سنجش انواع مهارت های دیداری 5 تست فرعی در نظر گرفته است که عبارتند از:

-         هماهنگی حرکتی – دیداری

-         تشخیص شکل زمینه

-         پایداری یا ثبات شکل

-         طرز قرار گرفتن شکل درفضا

-         ارتباطات فضایی

 

اختلال یادگیری

مدتها طولاني دانش آموزاني را كه در يادگيري يك يا چند درس مشكلات جدي داشتند با اصطلاحات معلول ادراكي ، آسيب ديده مغزي و آسيب ديده عصبي معرفي مي كردند . با توجه به يافته هاي جديد در مورد يادگيري ، در سال 1963 جمعي از متخصصين اصطلاح ناتوانيهاي يادگيري را جايگزين اصطلاحات قبل كردند از آنجا كه واژه ناتواني  اصطلاحات ديگري مثل ناتواني جسمي يا ناتواني ذهني را تداعي مي كند ، يعني ناتواني هاي كه تبديل به توانايي كامل نمي شوند ، اصطلاحي مايوس كننده مي نمايد و به نظر مي رسد اگر اصطلاح اختلالات در يادگيري و ( يا به نظر نگارندگان مشكلات يادگيري ) به كار گرفته شود، مناسب تر باشد . ( تبريزي – 1380 – ص 9 )

به بسياري از اينگونه دانش آموزان متاسفانه برچسب كودن ، كم ذهن ، عقب مانده و امثال آن زده مي شود كه هيچكدام صحيح نيستند و با قاطعيت مي توان گفت كه اگر اين مشكلات به موقع و به جا تشخيص داده شوند قابل درمان است ؛ افرادي چون آلبرت انشتين نابغه رياضي ، توماس اديسون مخترع و مبتكر و نابغه آمريكايي – اگوست رودين مجسمه ساز بزرگ فرانسه ، لئوناردو داوينچي و بتهون همگي دچار اختلالات يادگيري بودند.

 از سال 1373 از سوي وزارت آموزش و پرورش مراكز آموزشي و توانبخشي دانش آموزان دچار مشكلات ويژه يادگيري ايجاد گشت و در آن اينگونه دانش آموزان در كنار تحصيل در مدارس عادي براي رفع مشكلات خاص يادگيري از خدمات ويژه پاره وقت  بهره مند مي شوند .

تعاريف اختلالات يادگيري :

از دهه ي 1960 كودكان مبتلا به ناتواني هاي يادگيري مورد توجه مطالعات رواني و آموزشي بوده اند و در واقع شاخه جديدي است كه به آموزش و پرورش ويژه افزوده شد .

در كوشش هاي مكرري كه براي تعيين جمعيت كودكان ناتوان در يادگيري به عمل آورده ابعاد مختلف مساله مورد توجه قرار گرفته است و هر گروهي بر اساس ديدگاه خود و با شيوه متفاوتي مساله را بررسي و تعريفي از آن به دست داده است .

در سال 1968 يك تعريف به وسيله كميته مشورت ملي در مورد كودكان ناتوان در گزارش ساليانه آنها به كنگره به عمل آمد " كودكان ناتوان در يادگيري در يك يا چند فرایند اساسي رواني در ارتباط با فهميدن يا كاربرد زبان شفاهي يا كتبي که ممکن است خود را به صورت توانایی ناکافی در گوش کردن ،تفکر ، حرف زدن ، خواندن ، نوشتن هجي كردن يا حساب نشان بدهند .

اين اختلالات را نتيجه شرايطي دانسته اند كه شامل نقائص ادراكي ، ضايعه مغزي ، اختلال جزيي در كاركرد مغز ، نارساخواني ، اختلال گويايي و غيره است ناتواني يادگيري اين كودكان از نوع مشكلاتي نيست كه مربوط به بينايي ، شنوايي ، يا نقائص حركتي ، عقب ماندگي ذهني پريشاني عاطفي و يا كمبود امكانات محيطي باشد . ( فريار – رخشان ، 1367 ، صــ 24 تا 26 ) .

ناتواني يادگيري در اندام ظاهري كودك آشكار نيست كودك مبتلا به اين وضع مي تواند داراي بدني قدرتمند ، چشماني قوي ، گوشهاي تيز و هوش بهنجار باشد ، در عين حال ، چنين كودكي در عملكرد ناتوان است . نارسايي او به همان اندازه واقعي است كه ناتواني پاي فلج .

چه كساني داراي اختلالات يادگيري هستند ؟

افراد مبتلا به ناتواني هاي يادگيري در تمام سطوح و در تمام پايه هاي كلاسي از آمادگي تا دانشگاه وجود دارند امتياز آن عده از كودكاني كه در سطوح دبستاني درس مي خوانند اصولا اين است كه تاكيد و علاقه به شناسايي و درمان اين گونه كودكان در اين دوره بيشتر است بنابراين در آينده از شمار مبتلايان به اين ناتواني در سطوح بالاتر آموزشي كاسته خواهد شد ( والاس – مك لافلين ،مترجم منشي طوسي ، 1373 ) .