نمی توان یک کودک عقب مانده تحصیلی را یک فرد ناتوان از یادگیری محسوب کرد مگر اینکه این کودک دارای نوعی مانع یا مشکل درونی عصب شناختی یا روانشناختی برای یادگیری باشد. این کودکان به یک روش استثنائی که اختصاصا برای مشکل آنها طراحی شده نیازمند می باشد. این روش ، یک روش غیر عادی و منحصر به فرد که معمولا به همه کودکان داده نمی شود خواهد بود.

مانند روش لب خوانی که خاص دانش آموزان ناشنوا است یا روش حسی جنبشی که خاص کودکان با ناتوانی خواندن است.

بنابراین کودکانی که عقب ماندگی تحصیلی دارند ممکن است دارای یکی از شرایط عقب ماندگی ذهنی ، معلولیت های حسی ، اختلالات هیجانی ، فقدان موقعیت یادگیری ، تعلیم و روش تدریس نامناسب و کافی ، محرومیت فرهنگی یا اقتصادی و فقدان انگیزش می باشد.

منبع : ناتوانی یادگیری تحصیلی و تحولی  نویسنده : ساموئل کرک